<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دختر مشرقی</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Dec 2009 06:58:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>EG30</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اومدن کریسمس رو« می شه از الان احساس کرد همه جا پر شده از درخت های کریسمس بزرگ و کوچیک با تزیین های متقاوت و رنگارنگ،همیشه این آمیختگی فرهنگی بدور از تعصب های کورکورانه ی مذهبی و فرهنگی رو توی دبی پسندیدم یه کشور عربی و مسلمون که به سنت های مذهبی و اجتماعی سایر ملیتها هم احترام می ذاره و از الان تسهیلات لازم رو برای برپایی کریسمس براشون فراهم کرده از تخفیف های ویژه خرید گرفته تا فراهم کردن درخت کاج و تزیینات سنتی و مدرنش... ای کاش ما هم سعی می کردیم نقشی در جهانی شدن داشته باشیم، به موضوع مسابقه عکاسی رها  فکر می کنم World Citizen و اینکه از سنین پایین بچه ها با مفهوم جهانی شدن آشنا می شن و نمودهاش رو توی جامعه می بینن تا آینده ای  متفاوت رو رقم بزنن آینده ای مملو از همدلی و دوست داشتن و دور از تعصبات و بد دلی های قومی و مذهبی....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کریسمس مبارک!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;کریسمس در امارات&quot; align=baseline src=&quot;http://bajanfuhlife.files.wordpress.com/2008/12/caw4.jpg&quot; width=445 height=364&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;city center - dubai&quot; align=baseline src=&quot;http://www.sandierpastures.com/wp-content/uploads/2007/12/dcc-bears.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;Wafi Mall&quot; align=baseline src=&quot;http://1.bp.blogspot.com/_Hq0IJdSo9-4/RyhNlAweVVI/AAAAAAAAAf4/3-4OivonuUg/s1600-h/Wafi+Santa+grotto.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Dec 2009 06:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG29</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گرمایی که با باران آمیخته می شود و انسانی که نمی دانی دوست است یا دشمن؟ این بار پاییز دبی بیشتر شبیه بهاری خوش و آب هواست، شبهای تا سحر خنک و پیاده روی های طولانی زیر باران، خریدهای کرده و نکرده، غذای ژاپنی و عطر قهوه ی عربی، رقص آب و پاتیناژ، اینترنت پر سرعت و بدون فیلتر، جام باشگاه های جهان، بیزینس بی و آرامش رود...&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG28</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعد از کار زیر باران آن همه راه گز کرده ایم تا دانشگاه به امید اینکه به ترفندی وارد دانشگاه شویم و با دانشجویان 16 آذری هم صدا شویم حالا به هر بهانه ای که شده از کارهای عقب افتاده فارغ التحصیلی تا کار داشتن با یکی از اساتید و... به دانشگاه که می رسیم خبری نیست فقط باران است و نگهبانانی که به دانشجویان در حال خروج از دانشگاه گل نرگس می دهند و صدای موزیک مسخره ای که تا گوش فلک را کر می کند از هر که می پرسیم می گوید از صبح تا حالا هیچ خبری نبوده است.... بی بی سی و voa ولی چیز دیگری می گویند دانشگاه شیراز شلوغ شده است! باورشان سخت است باور هر آنچه که دیده ایم و آنچه که می شنویم....  به جای این آسمان گریان، آسمانی سبز می خواهیم......&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعد از هشت سال قراره محمد رو ببینم دلم گرفته... &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 15:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG27</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سه روز افتضاح را می گذارنم با بحث های همیشگی و دلخوری های بیشتر و بیشتر با این تفاوت که این بار من ساکت ایستاده ام و می گذارم خودش را آنطور که می خواهد خالی کند دلم می خواهد بدانم آخر این اطوارهای خل خلی اش چه چیزی می تواند باشد... صبح زود قرار شام خانه پر... را کنسل می کنم، برای اولین بار کاملا فراموش کرده بودم و از همه بدتر دوست نداشتم توی این وضعیت درهم و برهم ذهنیم مهمانی بروم می دانستم که بالاخره یک جای مهمانی گند می زنم از آن سوتی های امین پسند که برای 2-3 هفته آینده خوراک خنده جمع را فراهم می کند! پس ترجیح دادم وضعیت پیچ خورده ذهنم را به تنهایی تحمل کنم مثل دو روز قبلش...ظهر پر میخواهد ببینمش نمی دانم چرا ولی یک دفعه تمام نگرانی های دنیا بر دلم آوار می شود فکر می کنم چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد و هر چه بیشتر فکر می کنم کمتر به نتیجه می رسم به خصوص که نیم ساعت قبل دعوای تازه ای با بهره بر داشتم و این کار لعنتی من این روزها به جای مسکن شده سوهان روح! ... می رسم به کافه دلم می خواهد ساعتها بنشینم و از جایم بلند نشوم فقط زل بزنم به آدمها و حدس بزنم چه چیزی آنها را در این سه شنبه لعنتی به کافه ی من کشانده است آسانسور را بی خیال می شوم و از پله ها با عجله بالا می روم اما...&quot;دوستان گرامی کافه-گالری فروغ تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد&quot;... پردیس که پنجره را پایین می دهد می گویم کافه تعطیل شده تا اطلاع ثانوی... و تمام طول مسیر تا حانه را باز درگیر ذهن مسخره ی خودم می شوم مثل یک مرد! و هر چه پردیس می گوید متوجه نمی شوم بالاخره سوتی ماه را می دهم و می گویم اس ام اس می زدم!!! می دانم که پردیس فهمیده است ولی به روی خودم نمی آورم و فکر می کنم وضع بدتر می شود و باقی راه را خدا خدا می کنم که چیزی نپرسد... دلم می خواست می آمد بالا و می فهمیدم چه چیزی در ظهر یک سه شنبه ی سرد پردیس را به من و کافه کشانده بود ... &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 17:34:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG26</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>ساعت ها می شود منتظر ماند و ساعتهای بیشتری را می شود از دست داد برای انتظاری که بی فایده است...&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 15:46:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG25</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به این فکر می کنم که چقدر در زندگی آدمهایی که می شناسم تاثیر گذاشته ام، چه دوستانی که گاهی واقعا نمی دانم چقدر دوست هستیم و هر روز و هر هفته می بینمشان به بهانه ی کارهای گروهی، کارگاه نقد فیلم و حتی به بهانه ی خوردن کیک شکلاتی فروغ و میزهای چوبی اش؛ چه آدمهایی که هر روز می بینمشان به بهانه ی یک کار رسمی و یا دوستانی که سالی یک بار همدیگر را می بینیم...این روزها زیاد دنبال نشانه ای هر چند کوچک ازخودم لا به لای نوشته های دوستانم می گردم و معمولا چیزی از من نیست هیچ دل نوشته ای، خاطره ای، سطری و یا حتی کلمه ای از من نوشته نشده است حتی کسی نخواسته یادش بماند که فلان روز با فلانی این و آن کار را انجام دادیم و نتیجه اش این شد... حس خوبی نیست بودن و در عین حال نبودن در زندگی افرادی که می شناسی...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به حرفهای ش... بیشتر از همیشه ای که خانواده ام می گفتند فکر می کنم و بیشتر از همیشه با احسان حرف می زنم، می خندم، گذشت می کنم و سعی می کنم مجابش کنم که دل بکنیم از همه چیز و دوباره از جایی دیگر شروع کنیم... &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 15:34:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG24</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;مسئله ی خنده دار این روزهای من تصمیم گرفتن برای ادامه تحصیل هست تصمیمی که هر دو بار با درهای بسته کنکور رو به رو شد!!! خواستم یه فوق لیسانس دیگه بگیرم گفتن امسال پیام نور ام بی ا در کار نیست! خواستم دکتری شرکت کنم اعلام شد امسال دکتری رشته من برگزار نمی شه!!!! فکر کنم سقم سیاه شده، شایدم بد نباشه توی آینه یکم بیشتر دقت کنم توی مردمک چشام و ببینم گردِ یا خطی... باید به دوستام بسپارم سفارش بگیرم واسه این توانایی جدیدم!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 12:25:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG23</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;strong&gt;فکر می کنی چه کسی بیچاره تر است؛ آنکه دروغ می گوید یا آنکه دروغ می شنود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 13:33:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG22</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دل دل می کنم برای ماندن و رفتن، خشت اول را اشتباه گذاشته ای و هر چه پیشتر برویم  همه چیز کج تر و زشت تر می شود، مانده ام که آخرین خشت در دستم را بگذارم و بروم...&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 13:11:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>EG21</title>
<link>http://eastern-girl.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>واژه های تازه ات را برای خودت نگه دار من بازیچه ی هیچ واژه ای نمی شوم؛ واژه ها بندگان من اند... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 14:08:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eastern-girl&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>eastern-girl</dc:creator>
<guid>http://eastern-girl.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
