۱
انگار من از تمام واژه های دنیا فقط واژه های مهمل و تکراری عاشقانه را می توانم جلا دهم که هر بار این صفحه سفید باز می شود عاشقانه ای دیگر به سراغم می آید... شاید تقدیر مقدر من دوست داشتن بی واسطه است... چه تقدیر شرم آوری!
دوست داشتنم ته کشیده است حراجی احساس را تعطیل کرده ام... کار دروازه های منطق و حساب را به رویم باز کرده است !
خود شکسته ام که بشکنی
چشم بسته ام که بگذری
دست برگرفته ام که گم شوی
باز در کنار من نشسته ای...
E.G.
نوشته شده توسط دختر مشرقی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 23:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY