دابی من! این روزا حتی این دابی کوچولو هم پیش من نیست... این عکس رو به سفارش آرش می ذارم که دوست داشت دابی رو ببینه... دلم می خواست یه پست کامل بذارم ولی همه حرفام رو نمی تونم توی لغت و جمله و... بیارم...
مجی جون خیلی ممنون از پیشنهادت به نظر خودمم اگه حمله کنم بهتر جواب می گیرم! دلم واسه سان هم تنگ شده و البته فریاد... وای این روزا زیادی یاد دوستام می افتم ...

 

دابی


 

نوشته شده توسط دختر مشرقی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت