ضربه ای به پشتش نواخته شد
و چشمانش را باز کرد
متعجب از آنچه  می دید
گریه را آغاز کرد
از بهشت خدا به جهنم زمینی اش سقوط کرده بود...
متولد شده بود...

سقوطم مبارک!!!


 

نوشته شده توسط دختر مشرقی در جمعه نهم شهریور 1386 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت