"زنده مانده ام بدین خیال
می رسی و قاب چشم من
از نگاه تو دوباره خیس می شود...
مانده ام که بگذری به من
گرچه چون نسیم
لحظه ای بمانی و دوباره بگذری... م..."
هنوز زنده ام به قول عسل: "بادمجون بم شنیدی؟ هنوز زنده است!!"
نوشته شده توسط دختر مشرقی در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت 11:34 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY