دوست داشتن ِ "لحظه ها" وقتی که تو لحظه ها را سرشار کنی
دوست داشتن ِ "زمین" وقتی که تو بر آن بگذری
دوست داشتن ِ "آسمان" وقتی که تو خورشید را بپوشانی
دوست داشتن ِ "هوا" وقتی که از عطر تنت آکنده شود
دوست داشتن ِ "باران" وقتی که تو پناه باشی
دوست داشتن ِ "خوابیدن" وقتی تو رویا باشی
دوست داشتن ِ "بوسیدن" وقتی که تو بوسنده باشی
دوست داشتن ِ "زندگی" وقتی تو در کنارم باشی
وَ دوست داشتن ِ "دوست داشتن" وقتی که تو دیوانه ام باشی
همه را دوست دارم
وقتی تو مشرقی ِ من باشی...
نوشته شده توسط دختر مشرقی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY