سیگارهایم را دور ریخته ام

قلمم را برداشته ام

و فنجانهای خالی احساسم را پر کرده ام،

به خاطر تو...

 

گذشته ها را دور می ریزم

و دید گندیده ام به  آدمک های مردنما

من و تو مردمان سه شنبه ایم

هرچند دیر...

 

 مشرقی ِ من، منو ببخش...


 

نوشته شده توسط دختر مشرقی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 20:23 موضوع | لینک ثابت