سیگارهایم را دور ریخته ام
قلمم را برداشته ام
و فنجانهای خالی احساسم را پر کرده ام،
به خاطر تو...
گذشته ها را دور می ریزم
و دید گندیده ام به آدمک های مردنما
من و تو مردمان سه شنبه ایم
هرچند دیر...
نوشته شده توسط دختر مشرقی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 20:23 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY