دیگر تمام خیابانهای شهر
از خاطره پر شده اند
باید تمام خاطره ها را جمع کرد
ابتدا با اخطار، بعد جریمه و خواباندن خاطره ها در گاراژ عقل ...
شاید فردا که بیدار شدم
راحتر از خیابان بگذرم
.......
نباید به عوض کردن شهر فکر کنم...

نوشته شده توسط دختر مشرقی در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY