در راستای اینکه من فقط ۵ روز واسه دفاع وقت دارم فعلا نیستم
دعا یادتون نره....
دلم واسه مشرقیم تنگ شده....
نوشته شده توسط دختر مشرقی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت
قرار بود بشینم و فصل چهار پایان نامه ام رو تمام کنم ولی بعد از مدتها که خونه نبودم این خونه نشینی برام حکم کشف موارد جالب خونه رو پیدا کرد و از صبح به تمام سوراخ سنبه های خونه سرک کشیدم و لذت خونه رو با همه وجودم احساس کردم و این سرخوشی و خواب آسوده صبحگاهی به کلی از یادم برده که اصلا واسه چی خونه موندم... و حالا انقدر این خونه نشینی بهم چسبیده که دیگه دوست ندارم برم سرکار یا دانشکده و یا حتی بیرون به قصد تفریح! انگار منم خونگی شدم!!
نوشته شده توسط دختر مشرقی در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 15:57 موضوع | لینک ثابت
خونه : اتاق آبی و چراغهای شهر این چیزیه که الان بیشتر از همه می خوام ... تخت قهوه ای با روکش آبی چسبیده به سقف و پنجره ی قدی که شهر رو قاب می گیره...
هقی هقی که تنها شنونده اش بالشت آبی باشه ... دلم می خواد پتو رو چنگ بزنم و یادم نره که تنها جایی که می تونم آرامش داشته باشم همین اتاق کوچیک آبی ِ و تنها آغوشی که بی منت برام بازه فقط آغوش تختمه ...
این روزا زیادی نیستی عزیز...
نوشته شده توسط دختر مشرقی در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 18:33 موضوع | لینک ثابت
تنهایی رو ترجیح می دم...
نوشته شده توسط دختر مشرقی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت
ضربه ای به پشتش نواخته شد
و چشمانش را باز کرد
متعجب از آنچه می دید
گریه را آغاز کرد
از بهشت خدا به جهنم زمینی اش سقوط کرده بود...
متولد شده بود...
سقوطم مبارک!!!
نوشته شده توسط دختر مشرقی در جمعه نهم شهریور 1386 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت
نفس کشیدن که جرم نیست پس تا می تونی بکش...
نوشته شده توسط دختر مشرقی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"دختر مشرقی، مشرقی و زندگی شرقی" این سه واژه چیزی حدود سه سال قبل تمام زندگی من بودند و بعد یه روز از دستشون دادم شاید نه خیلی ناگهانی ولی با از دست دادنشون توی این سه سال تاوان سنگینی دادم و خودخواسته پذیرفتم که سیاهترین روزهای عمرم رو تجربه کنم...
اما امروز می خوام برای همیشه دختر مشرقی و مشرقی خودم را برگردونم... دیگه هیچ وقت مشرقی من نمی ره... این رو به خودم و مشرقی ترین انسان زندگیم قول دادم...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY